لطیفه-4
1.زنی که اهل فسق و فجور بود پسری زایید. بچه رو برد پیش یه حاج آقا، گفت: شما براش یه اسم انتخاب کن. حاجی گفت: اسمش رو بذار ابن کثیر.
2.از یکی پرسیدند: جهنم رو بیشتر دوست داری یا بهشت رو؟
گفته بود: نمی دونم، چون هر دو جا دوستای زیادی دارم.
3.یه نویسنده می گفت: یکی منو دید و باهام احوال پرسی گرمی کرد. گفتم: شما منو از کجا میشناسید.
یکی از کتاب های من تو دستش بود، بهش اشاره کرد و این ضرب المثل عربی رو گفت: البعره تدل علی البعیر.(پشکل دلالت بر وجود شتر می کند.)
4.خانومه میره بانک، یارانه بگیره. مامور بانک میگه: خانوم، بریزم تو حساب جاریتون.
میگه: نه بریز تو حساب خودم. جاریم بره بمیره ایشالا که اینجا هم هواشو دارن.
5.از یه فقیر پرسیدند: وقت غذا خوردن کیه؟
گفت: برای شما هر وقت گرسنه باشید، برای من هر وقت چیزی برای خوردن پیداکنم.
من راه می روم که بدست آورم غذا
آقا برای هضم غذا راه می رود.
من راه می روم که بدست آورم غذا
آقا برای هضم غذا راه می رود.
+ نوشته شده در جمعه ۱ دی ۱۳۹۱ ساعت 18:54 توسط سرباز کوچک مولای همه
|