آتیش و پنبه

 

1.چینی رو که شکست بند می زنن، خوبم بند می زن، اما هر کارش کنن مثل اولش نمیشه، تا ابد چینی بندزده اس.

اگه دل یکیو بشکنی بعد بیای نازشو بخری شاید راضی بشه اما دیگه مثل اولش نمیشه .

2.دروغ مثل گوله برفی می مونه از یه جا که شروع بشه کم کم بزرگ میشه یه وقت می بینی یک بهمن بزرگ شده همه چی رو از بین می بره.

3.در دیزی عفت که باز باشه گربه  بی حیا میشه.

4.حجاب مثل توری دم پنجره است نمی ذاره پشه های مزاحم بیان تو.

5.سیب رو اگه پوست بکنی زود فاسد میشه اما با پوست اگه باشه خیلی بیشتر می مونه. در شیشه عطرو اگه باز بذاری همه عطرش میپره، باید حتما حجاب داشته باشه.

6.غیبت هم برای گوینده و هم شنونده حرامه، وقتی یکی سیگار بکشه هم خودش از دود سیگار اذیت میشه و هم کسی که کنار نشسته باشه.

7.اضطراب و افسردگی و ناراحتی و خمیازه و ... مثل آنفولانزا مسریه، بقیه هم کم و بیش مبتلا میشن.

8.عصبانی شدن و فحش دادن و توهین کردن به دیگران مثل یه تخم مرغی می مونه که به یه تخم مرغ دیگه می خوره و هر دو میشکنن، هر دو صدمه می بینن و بعضی وقتا فقط تخم مرغ اولی می شکنه.

9.قدیمیا می گفتن دختر و پسر مثل آتیش و پنبه هستن، اگه کنار هم باشن پنبه می سوزه، این جمله اندازه یه کتاب درباره روابط دختر و پسر حرف توشه.

10.با دروغگو مشورت نکن، چون مثل سراب می مونه که فکر می کنی آب داره اما سرابه، چون نزدیک رو برات دور و دور رو برات نزدیک نشون می ده.

امام علی علیه السلام: لایستشیر الکذب فانه کالسراب یقرب علیک البعید و یبعد علیک القریب.

 

 

 

 

علم یا عمل؟؟ علم با عمل.

اگه نماز قبول بشه

منبع: وبلاگ 0059

ادامه نوشته

شهید

جواب سلام واجبه

مگه میشه شهید جواب سلام مارو نده

شهدا هیچ وقت روشون رو از ما برنمی گردونن، این ماییم که...

شهید به خدا وصل شده به حضرت زهرا و چهارده معصوم وصل شده شهید با امام زمان رابطه داشته و داره

مگه میشه از محبت و صفا و لطف و کرم چیزی کم بذاره

بالاخره با برترین انسان های عالم نشست و برخواست داره، مگه میشه رنگ اونها رو نگیره

شهدا رو دست کم نگیریم، به قول یکی می گفت یه دستی نریم پیششون

شهید در طول خدا و اهل بیته نه در عرض، شهید رنگ و بوی خدایی داره، مگه میشه به اونا شبیه نباشه

شهید بالاتر از تصور و فهم ماست یعنی مهربون تر، لطیف تر، عالم تر ، عاشق تر ، باتدبیرتر ، کریم تر ، بصیرتر ، باگذشت تر و بخشنده تر از اون که ما خیال می کنیم.

آخه شهدا رفقای خدا هستند شهدا هم نشین با اهل بیت هستند

همین جوریام نیست شهدا رو اگه درست بفهمیم درست بشناسیم یه جورایی خدا و اهل بیت رو شناختیم.

(با همه گناها و اشتباهاتی که دارم، بازم حس میکنم شهید داره بهم نگاه می کنه و ازم دست نکشیده)

ولا تحسبنّ الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون (ال عمران 169)

دقت کنیم:

1: شما گمان می کنید که آنها مرده اند.

2: اینها کشته در راه خدا هستند.

3: نه اشتباه می کنید، آنها زنده اند.

4: تازه نزد پروردگارشان روزی می خورند. 

یعنی پروردگارشان خدایی که بخاطرش کشته شدند 

و بعد نزد او هستند الان 

و اضافه بر این نزد او روزی می خورند.

به به چه صفایی داره شهادت

ان شاءالله شهید بشیم

از خدا شهادت در راه خودش رو برای همه رفقا می خوام.


کار قوم لوط

1.این فعل حرام عملی است که میان قوم لوط رایج بود و خدا مهلت نداد که از دنیا بروند و عذاب ببینند، بلکه در همین دنیا عذاب آنان را فرستاد. شهرهای آنان را واژگون کرد و همه را به عذاب سخت دنیوی هلاک نمود و به تعبیر قرآن همه آنان با سنگ های جهنمی بمباران شدند. (اعراف 80 -84 و هود 77-83 و ...)

ادامه نوشته

لطیفه-6

1.سعدی در دوران جوانی تازه لب به شعر گشوده بود. در شیراز خاقان و فرزدق، دو شاعر معروف بودند. سعدی روزی نزد آن دو شاعر رفت تا مشاعره کند. فرزدق به رسم مشایخ صوفیه گریبان خود را چاک زده بود. آنان گفتند هر کدام مصراعی را بگوییم تا دیگری هم وزن آن را بسراید.

خاقان با اشاره به خندقی که جلوی او بود گفت:

من آب وضو دگر ز خندق نکنم

فرزدق گفت:

من گوش دگر به حرف احمق نکنم

سعدی به خاقان رو کرد و گفت:

نامردم اگر دفتر اشعار تو را

مانند گریبان فرزدق نکنم.

2.شیخ حر عاملی روزی به دیدار شاه اسماعیل صفوی رفت و روی مسند شاه نشست. شاه این عمل را برای خود توهینی دانست و لذا از او پرسید: فاصله میان حرّ و خر چقدر است؟ و او فوری جواب داد: یک مسند بیش نیست.

3.به یکی گفتن از چه گلی خوشت میاد؟ گفت: مگنولیا. گفتن: همین که گفتی رو بنویس!

گفت: غلط کردم، گل رز.

4.یه نفر باباش می میره. شب هفتش خیلی شلوغ میشه، واسه چهلم بلیط می فروشه.

5.یه الکی خوش میره ساندویچی، میگه: آقا یه بندری بذار صداشم بلند کن.

زینب یک چله صبوری کرد تا دوباره حسین را ببیند

چهل روز یک خواهر از برادرش دور بود

چه خواهر و برادری

چهل روز به چه سختی گذشت

چه روزها و شبهایی

زینب یک چله نشست تا دوباره حسین را ببیند.

یک چله صبوری کرد تحمل کرد

چهل روز

اربعین بغض ها به هق هق

و مویه ها به گریه

و اشکها به فریاد تبدیل می شوند

خجالت نکش فریاد کن آنچه در سینه داری را

اربعین یعنی چهل روز بی معشوق بگذرد و تو نتوانی او را ببینی

اربعین یعنی یک چله زینب بی حسین گذراند و زنده ماند

چهلم امام حسین علیه السلام تسلیت باد.

همچنین رحلت استاد اخلاق آیت الله مجتبی تهرانی را تسلیت می گویم.

من تا حالا ندیده بودم آقا بر جنازه کسی خودش نماز میت بخواند. این نماز از معدود نمازهایی بود که آقا خواند.

پسران کشته شوند، دختران زنده بمانند

یکی از موثرترین و مهلک ترین روشهایی که قدرتمندان فاسد و منحرف برای از بین بردن و  ضعیف کردن نیروهای فعال یک جامعه به کار می گیرند، استفاده از انواع محرکهای جنسی و دامن زدن به شهوات و گرایشهای جنسی است.

 

خداوند در قرآن می فرماید: یستضعف طایفهً منهم یذبّح ابنائهم و یستحیی نسائهم انّه کان من المفسدین  (قصص 3).

از سیاست های شیطانی فرعون برای مقاصد پلید خودش دو چیز بود:

1.از بین بردن پسران 

نابودی به دو صورت است:

یک: نابودی جسمی. فرعون انسانهای زیادی را با ظلم و جور از بین برد و کشت.

دو: نابودی روحی. از راه اعتیاد، مشروبات الکلی و فحشاء و ...

هدف:

نابودی نیروی فعال و مقاوم جامعه و به وجود آوردن مرده هایی زنده نما. این نابودی سه پیامد دارد:

اول: به تدریج از مسائل اساسی زندگی و از هدف والای انسانی غافل می شوند.

دوم: قدرت تفکر و رشد عقلانی خود را از دست می دهند.

سوم: مناعت طبع و آزادگی و عزت نفس خود را می بازند.

2.زنده نگاه داشتن دختران 

امازنده نگاه داشتن دختران و زنان دو دلیل دارد:

یک: خدمت کاری در خانه فرعونیان

دو: برای کامجویی های جنسی

هدف: در هر دو حال فرعون از آنها به عنوان ابزاری برای مقاصد پلید خود بهره می جست.

یک نکته:

خداوند در آیه 54 سوره زخرف می فرماید: فاستخفّ قومه فاطاعوه انهم کانوا قوماَ فاسقین.

فرعون قوم خود را استخفاف کرد و آنگاه آنها فرمانش را پذیرفتند، همانا آنها گروهی فاسق بودند. چرا گفت استخفاف؟! به سه دلیل:

(1).فسق و فجور آدم را سبک مغز و کم خرد می سازد.

(2).گناه کار دچار ضعف روحیه و اراده می شود و کم کم احساس حقارت شخصیت می کند.

(3).گناهکار خفیف می شود، یعنی دیگر قدرت مقابله با ظلم و ظالم را ندارد و همچنین به تدریج قدرت مقابله با گناه را هم نخواهد داشت.

زنگ خطر:

یا بنی آدم لایفتننّکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنه ینزع عنهما لباسهما لیریهما سوآتهما (اعراف 27).

اصلاح و افساد در داستان های قرآن، دکتر حمید محمد قاسمی، ص92 تا 95

 

 

یا علی گفتیم و ...

 

اگر مقصد پرواز است، قفس ویران بهتر

 

پرستویی که مقصد را در کوچ می بیند، از ویرانی لانه اش نمی هراسد

 

پرستو را با گرما عهدی است، که هر بهار تازه می شود

 

و اگر بهار مهاجر است، از پرستو مخواه که بماند. (شهید آوینی)

 

... حجت الاسلام حسین عبداللهی سروی... 

 

بی مقدمه

 

 

هر کاری که بی نام خدا شروع بشه ناقص می مونه. پس: بسم الله الرحمن الرحیم

 

بی مقدمه میرم سر اصل مطلب،می خوام بگم:

 

1.از دروغ بدم میاد،اصلا بزرگترین فحش بهم اینه که بگن دروغ گفتی!. درسته فضای وب و نت نامرده اما تو راستش رو بگو.

 

2.عمرمون که تلف میشه، از درس و زندگی هم می افتیم، دایالاپ لاک پشتی هم باشه بازم هزینه از جیبمون رفته، دیگه سر کارم بریم، برا من خیلی زوره بازم پای اینترنت بشینم.

 

3.چیه هی همه جا سرک می کشی، یه عالمه حرفای عاشقونه ردیف کردی، یه عالمه عکسای خوشکل زیرش کذاشتی. برا کی این کارا رو میکنی؟! برا کسی که نمی دونی واقعا دختره یا پسر؟! برا کسی که معلوم نیست تو کدوم کشور یا شهره! برا کسی که معلوم نیست چطوری فکر می کنه! حتی شاید قیافشم (که برات خیلی مهمه) قشنگ نباشه! تو که ندیدیش، سر کاری والّا. کامنت میذاری، برات کامنت می ذارن ذوق می کنی، آپ میشن، آپ میشی، برو درستو بخون، برو به زندگیت برس.

 

4.خداییش اگه یه روز سرچ هات بر ملا بشه و اصلا بنر کنن با عکس و خصوصیاتت سر چاررا بزنن روت میشه دیگه رو این سیاره زندگی کنی، ای چی بگم. میگه

 

-دارم یه مطلبی رو پیدا می کنم.

 

- استاد، دیشب تا آخر شب داشتم مقاله های مربوط به همین موضوع رو سرچ می کردم.

 

-مامان فعلا دارم تحقیق می کنم نمی تونم خودت شامو برام بیار

 

-آره بابا سی دی درسیه می خوام خوب یاد بگیرم (ف. . . شکن کجا بود-اصلا . . . که مال بچه هاست تو که ماشالّا برا خودت استادی شدی)

 

(...خودتی).

 

امان از روزی که پرده ها برملا بشه. آی جون ننت فکر کردی خدا و امام زمان مثل بابا و ننه هستن، اونا از همه چیت خبر دارن، لیست همه ... که تو مقاله ات برا تحقیقت سرچ کردی رو دارن، به روت نمیارن. می دونی دشمن چقد برنامه ریخته تا تو بری هر چه راحت تر چشمت رو سیر کنی (البته دلت سیر نمیشه-اگه بشه هم سیری کاذبه).

 

5.کجا داریم میریم؟! به چی سر گرم شدیم؟!  بابا یه کم فکر کنیم، بعد...

 

 میگی چیکار کنم؟ یعنی خودت نمی دونی؟!!! آیه 14 و 15 سوره قیامت رو بخون خب بخون. نمی خونی خب من می خونم: بل الانسان علی نفسه بصیره و لو القی معاذیره

 

 باید خودمونم خواسته باشیم یا نه؟!

 

 

 

لطیفه-5

1-حاج آقا برا تبلیغ رفته بود یه روستا. سال اول سی ام ماه رمضون رو عید اعلام کرد. سال بعد بیست و نهم عید شد. سال بعد از اتفاق بیست و هشتم شد.

یکی از اهالی گفت: خدا خیرش بده، اگه چند سال دیگه هم بیاد، از ماه رمضون هیچی نمی مونه.

2-یه روز لاشخور به شتر گفت: برا چی اینقدر خودت رو حقیر و کوچیک کردی، که یه بچه جرات می کنه و افسارت رو می گیره هر جا بخواد می کشوندت؟!

شتر گفت: عذرت خواسته است، چون سر و کارت با مرده هاست.

3-سلطان محمود می خواست برا سنگ قبر خودش آیه ای از قرآن انتخاب کنه. یکی از نوکراش گفت: بنویسید: هذه جهنم التی کنتم توعدون.(یس 63)

4-رشید وطواط یه روز خیلی سرد که برف میومد، برا دیدن صائب رفت در خونه او. در زد یکی در رو باز کرد و گفت: صائب در خانه نیست. رشید گفت:

آن کس که برون رود در این روز

احمق تر از او کس دگر نیست

صائب که تو خونه بود صدای او رو شنید و گفت:

من خود به حرمسرای خویشم

پیداست که در برون در کیست.

5-به خدا حیفه تو این مملکت بمونی، اینجا هیشکی قدر تو رو نمی دونه. اگه بری هند، اونجا تو رو می پرستن.

کامپیوتر زنه یا مرد؟!

سر کلاس صحبت به اینجا کشید که رایانه مذکره یا مونث؟!

دخترا گفتن مذکر. چون:

1.وقتی بهش عادت می کنیم، فکر می کنیم بدون اون هیچ کاری پیش نمیره.

2.قراره مشکلا رو حل کنه، اما بیشتر وقتا مشکل اصلی خودشه.

3.با اینکه داده های زیادی داره، اما خیلی نمی شه روش حساب باز کرد.

4.همین که پابند یکی شون بشی، بعد متوجه میشی اگه یه کم صبر کرده بودی یه مدل بالاتر گیرت میومد.

پسرا گفتن: مونث. چون:

1.به غیر از خالق اونا کسی از منطق درونیشون سر در نمیاره.

2.احدی از زبان ارتباطی بین اونا چیزی نمی فهمه.

3.کوچیکترین اشتباهات رو تو حافظه بلند مدت خودشون ذخیره میکنن تا بعدها تلافی کنن.

4.همین که پابند یکی شون بشی، باید همه پولت رو خرج خرید لوازم جانبیش بکنی.


من پنج صفت بچه ها را دوست دارم

پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرمایند:

من پنج صفت بچه ها را دوست دارم؛

1.دعوای بچه ها

(وقتی با هم دعوا می کنند خیلی زود صلح می کنند و دوباره با هم حرف می زنند. بچه ها کینه ای نیستن و عقده هم رو به دل نمی گیرن.)

2.گریه کردن بچه ها

(جزء کسانی هستند که خیلی راحت و زیاد گریه می کنند. گریه انسان رو سبک می کنه و از دردها و غمها کم می کنه. گریه دلیل رقت قلبه.)

3.بازی کردن با خاک

(دنیا بازیچه ای بیش نیست. اونو به بازی می گیرن.)

4.هر چیزی را می سازند زود خراب می کنند

(بهش دل نمی بندن و راحت ازش دل می کنن.)

5.هر قدر پول به آنها بدهی خرج می کنند.

(توکلشون خیلی زیاده. وقتی میگه: هر چی پول بخوام بابام بهم میده، دیگه صددرصد به باباش اعتماد داره و خودش دیگه این مساله رو دنبال نمی کنه. چون می دونه حتماً بابا انجامش میده.)

خدایا صدامو نمی فهمی؟!

اتوی داغ رو گذاشته بود رو دست دختر 10 ساله اش.

از بس محکم سیلی زده بود، یکی از گوشهای خانمش، دیگه صدای عربده کشی او رو نمی شنید.

مادرش بهش گفته بود: به فکر زندگیت باش، دیگه دنبال این کوفتی نرو. به مادره فحش و بد و بیراه گفت و داد زد: برید گم شید، کثافتای عوضی. حالا دیگه همه برا من نصیحت کن شدند.

هیچی نمی فهمید. دخترش گفت: بابا بیا بریم تو حیاط بازی کنیم. بابای مریم همش باهاش بازی می کنه. عصبانی شد، چنان لگد محکمی به پهلوی بچه زد، که تا چند دقیقه نفسش بالا نمیومد. فهیمه خودش رو انداخت به دست و پاش و با گریه گفت: امیر با بچه کار نداشته باش، بیا منو بزن. این بچه که گناهی نداره. هر چی بزنی هیچی بهت نمی گم.

...

- امیر تو رو خدا. تو رو جون عزیزت. بیا بریم کمپ. آقای دکتر تو تلویزیون می گفت: چند ماه تحمل می کنی، بعدش یه عمر راحت میشی.

...

- امیر دیگه نمی تونم حرکت کنم، نزن. فکرکنم استخونم شکسته.

...

- خدایا صدامو نمی فهمی؟! چرا کمکمون نمی کنی؟ چرا نجاتمون نمیدی؟

...

 

 

 

لطیفه-4

1.زنی که اهل فسق و فجور بود پسری زایید. بچه رو برد پیش یه حاج آقا، گفت: شما براش یه اسم انتخاب کن. حاجی گفت: اسمش رو بذار ابن کثیر.

2.از یکی پرسیدند: جهنم رو بیشتر دوست داری یا بهشت رو؟

گفته بود: نمی دونم، چون هر دو جا دوستای زیادی دارم.

3.یه نویسنده می گفت: یکی منو دید و باهام احوال پرسی گرمی کرد. گفتم: شما منو از کجا میشناسید.

یکی از کتاب های من تو دستش بود، بهش اشاره کرد و این ضرب المثل عربی رو گفت: البعره تدل علی البعیر.(پشکل دلالت بر وجود شتر می کند.)

4.خانومه میره بانک، یارانه بگیره. مامور بانک میگه: خانوم، بریزم تو حساب جاریتون.

میگه: نه بریز تو حساب خودم. جاریم بره بمیره ایشالا که اینجا هم هواشو دارن.

5.از یه فقیر پرسیدند: وقت غذا خوردن کیه؟

گفت: برای شما هر وقت گرسنه باشید، برای من هر وقت چیزی برای خوردن پیداکنم.
من راه می روم که بدست آورم غذا
آقا برای هضم غذا راه می رود.

بوسیدن هم جنس

سوال: بوسیدن هم جنس چه حکمی دارد؟

جواب: بوسیدن و یا لمس کردن هم جنس، که موجب لذت شود، جایز نیست. اگر تحریک شود و منی از او خارج شود، کار حرامی انجام داده و باید توبه کند. و اگر از روی شهوت نباشد، اشکال ندارد، ولی با توجه به اینکه این گونه کارها دام شیطان است، سزاوار است از آن پرهیز شود. (آیت الله العظمی مکارم شیرازی)

پرسش و پاسخ-خودارضایی

سوال: 

سلام حاج آقا از اینکه با شما آشنا شدم خیلی خوشحالم.

از اول راهنمایی نماز خوندم و واجبات رو انجام دادم،

میتونم بگم واقعا ایمان داشتم به خدا و احکامش.

اما سال سوم راهنمایی زمانی که با اینترنت و موبایل و... لوازم ارتباطی آشنا شدم وضع کمی فرق کرد.

کم کم نسبت به نماز سرد شدم همینطور به گناه آشنا و حتی وابسته شدم.

نه اینکه بگم اعتقادمو از دست دادم، نه ، برعکس

هر چی اطلاعاتم نسبت به دین و خدا بیشتر میشه احساس میکنم علاقم هم به اسلام بیشتر میشه ایمانم قوی تر میشه

و تردید هام از بین میره، ولی متاسفانه از لحاظ عملی خیلی ضعیف و ناتوان شدم خیلی.

در این حد که الان در چهار ماه اخیر کلا به اندازه یک هفته نماز خوندم.

دلم نمیخواد این وضع ادامه پیدا کنه، خیلی تلاش کردم راههای زیادی رو امتحان کردم ولی هر راه فقط یک روز دوام داره نمیدونم چرا.

رک بگم نفسم قدرتمند شده، احساسم به عقلم پیروز شده، با اینکه میدونم راهم اشتباهه ولی چون راه دیگه ای ندارم ادامه میدم...

با علم به گناه ، اونو انجام میدم (دلم نمیخواد ولی اون لحظه بی اراده میشم، و هنوز یک ثانیه از انجام گناه نگذشته احساسم عوض میشه و پشیمون میشم).

به نظر خودم اعتماد به نفسم از بین رفته همین داره منو به تباهی میرسونه.

به نا محرم نگاه نمیکنم، تا حد امکان با بزرگ و کوچیکشون صحبت نمیکنم حتی فامیل. تنها گناه من دروغ

و( ببخشید ببخشید اینو میگم خجالت آوره واقعا روم نمیشه ولی از خدا که پنهان نیست به شما هم میگم بلکه کمکی برسه، منم بشم بنده خدا - با راهنمایی شما) استمنا... استمنا رو تا حدودی ترک کردم،

قبلا خیلی شدید بود و هر دو روز انجامش میدادم ولی تا حدودی کنترلش رو به دست گرفتم و الان حدود دوماهه انجام ندادم.

(شاید الان پیش خودتون بگید این پسر به حدی آلودس که لیاقت مردن هم ندارم ، ولی نمیخوام ادامه بدم، همیشه توبه کردم ولی باز توبه شکستم)

قبل از راهنمایی کردن دوس دارم بهم بگین وضعیت من از نظر اسلام و خدا چه جوریه؟؟  قابل جبرانه؟؟

 

جواب: 

سلام نام خداوند است( السلام المومن المهیمن العزیز الجبار) پس به نام سلام، سلام

 

1.هر چی بودی تموم شده ، حالا می خوای چی بشی؟!  گذشته ها گذشته.

 

سعدیا دی رفت فردا همچنان موجود نیست

 

در میان این و آن فرصت شمار امروز را

 

 

2.هیچ وقت نا امید نباش.

هیچ گناهی نیست که خدا نبخشه. حتی اگه هزار تا گناه انجام داده باشی، اگه (واقعا) پشیمون بشی خدا می بخشه.

از بدترین گناهان کبیره، ناامیدی از رحمت خداست.خدا ما رو برای عذاب کردن نیافریده.

 

3.این گناه ، خیلیا رو بدبخت کرده حواست جمع باشه.

بدترین کاری که این گناه می کنه اینه که اراده رو ضعیف می کنه و آدم رو ناامید و بی رمق می کنه.

 

 

3.باید جدی تصمیم بگیری دیگه انجامش ندی. عمر و جوونی و زندگیت شوخی نیستند.

 

4.از خدا کمک بخواه و به پدر و مادرت بگو برات دعا کنن.

 

5.دیگه دنبال چیزایی که این فکرا رو تقویت می کنه نرو. مثلا:

(1).تو جای خلوت تنها نشین.

(2).تو حموم کامل لخت نشو.

(3).دستشویی رو طول نده.

(4).به بدنت نگاه نکن و بی دلیل دست نکش.

(5).اگه عکس یا فیلم یا هر چیز دیگه ای از قبل داری سریع از بین ببر.

(6).وقتی حتی 10 درصد احتمال خطر کردی فرارکن.

(7).لباس زیر نباید تنگ باشه.

 

6.خصوصیت این مریضی اینه که تو رو دنبال خودش می کشونه،

باید یه جا محکم و جدی جلوش وایسی، بعد هر بار که سراغت اومد، وقتی نه بگی، هر بار اراده ات تو نه گفتن قوی تر میشه.

یه جا باید این نه اول رو شروع کنی.

 

7.باید مبارزه معکوس انجام بدی. یعنی : بجای چیزای بد، چیزای خوب بذاری. مثلا:

(1).چشمت که به دیدن تصاویر بد عادت داشته رو، با خوندن قرآن و دیدن طبیعت و نگاه به پدر و مادر و ... پرکنی.

(2). گوشِت رو به صداهای خوب آشناکنی و ...

 

8.هم ترس داشته باش و هم امید. نه خیلی خوش خیال باش نه خیلی ناامید. بین خوف و رجا زندگی کن.

 

 9.باید حتما ورزش کنی. ورزش همگانی و نمی دونم پیاده روی و اینا نه، باید ورزش نیمه سنگین انجام بدی، حسابی خودت رو خسته کنی.

باشگاه اسم بنویس و منظم برو مثل درس و امتحان جدی بگیر. این دو تا فایده داره.

(1).خسته میشی و توان اضافیت کم میشه.

(2).ارادت قوی میشه.

 

10.هر روز هر چی حال داشتی قرآن بخون. ترجمه اش هم بخون و فکر کن

 .(1).هم چشمت پر میشه.

(2).هم چیز یاد میگیری.

(3).هم می فهمی خدا تو نامه اش بهت چی گفته.

(4).همم ثواب میبری.

 

11.هیچ وقت از آفریدگار خودت ناامید نشو.

 

آگاه باش خلقت عالم ز بهر توست                   غیر از خدا هر آنچه که خواهی شکست توست

 

حدیث قدسی داریم از خود خدا، میگه: تصور کنید کسی با اسبش که تو خورجین اسبش آب و غذا داره تو بیابون تنهایی سفر می کنه. خسته میشه میگیره می خوابه.

بعد که از خواب پامیشه می بینه اسب و آب و غذا نیست.

دنبالش می گرده همه جا همه طرف تو بیابون میره.

اما اسبش رو پیدا نمی کنه دم غروب تشنه و گشنه بی رمق می افته رو زمین.

داشته جون می داده، یهو اسبش رو می بینه. این آدم چقدر خوشحال میشه.

خدا می گه وقتی بنده من بعد از اینکه بخاطر گناه با من قهر کرده به سمت من میاد و منو صدا میزنه من از اون تشنه بیشتر خوشحال میشم از اینکه بنده ام رو تو این حالت می بینم.

 

12.درباره گذشته ات هم نمی خواد فکرکنی.

خدا تو سوره فرقان آیه 68 تا 70 میگه: کسی که توبه کنه و ایمان بیاره و کار خوب انجام بده، خدا گناهاشو می بخشه و اونا رو به خوبی تبدیل می کنه.

مثلا هزار تا منفی داشته، خدا یه خط وسط منفیا می کشه، همشونو مثبت می کنه.

 

13.من خودم سعی می کنم دروغ نگم.

شاید یه وقت اشتباه بشه یا ندونم از دهنم در بره اما بصورت عادی به هیچ عنوان دروغ نمی گم. ما حرف می زنیم،تا ارتباط برقرار کنیم. اما دروغ سلب ارتباط می کنه.

 

14.به قول آقای خامنه ای:

بیایید هر روز 17 دقیقه با خدا در سکوت قدم بزنیم.

من می گم: هر روز 24 ساعته، 17 رکعت نماز آرومم که بخونی میشه 17 دقیقه.

با وضو و آماده شدن، بگیر کلا میشه؛ یک ساعت.

یعنی 23 ساعت هر کار دیگه ای داری انجام بده، یک ساعت رو بذار برا نماز.